تبلیغات
قلب بی ملاقات - خواب...
 
قلب بی ملاقات
من از آخر شروع میشم که اینجا ابتدایی نیست...
درباره وبلاگ


هیچ اگر سایه پذیرد

من همان سایه هیچم....


اینستاگرام: m.shahnazi

مدیر وبلاگ : قلب بی ملاقات
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یکم مهر 97 :: نویسنده : قلب بی ملاقات
برای همه مان رویا آرزو میکنم !که فردا صبح به وقت بیداری ،چشمهایمان که به دیدن فردا رسید پُر از تعجب خودمان راگاز بگیریم که چقدر خوب بیدار شده ایم !که نکند داریم خواب میبینیم! به هرکه صبح بخیرگفتیم بگوییم یک سیلی محکم هم بخواباند توی گوش وفکرمان که نکند خواب میبینیم!نه غمگین، نه پراسترس،نه بادرد، نه خسته، نه درگیر درافکار ودست اندازهایش، ونه باصدای آلارمی بیدار شده ایم !ازشوق صبح شدن خودمان ،خودمان را بیدار کرده ایم !اصلا آرزو میکنم ازفردا صبح همه چیزمان مشکوک باشد! بیدار که شدیم دلخوشی هایمان چندسال جوانترشده باشند،که این همه پیچ وتاب خوردن روح خسته مان فقط خواب بوده!این همه تنهایی هایمان درشلوغی ها!این همه بی حوصلگی هایمان از خدا وخلقش!این همه ناباوری وفرارها!این همه له کردن وجان کندن ها!این همه خودآزاری ها ،این همه دورماندن ها ودور شدن ها،این همه رنج کشیدن ها،این همه چه کنم ها !این همه تهی شدن های جیب وحس هایمان وگرانی رسیدن ها،همه وهمه فقط کابوسی ازخواب دیشب بوده!!آرزوهای به خاک رفته مان هنوز درلیست دلخوشی هایمان زنده باشند!جیب هایمان آنقدرپُر باشد که سیاست بلد نباشیم!همه دغدغه مان دوری یکدیگرمان باشد،که فلانی ام زیاد راه دور نرو و زود برگرد!به صبح کوچه وخیابان فقط لبخند وسلام ها را نگاه کنیم!وقت و قد فکرمان نرسد که منتظر آمدن مرگی باشیم!آنقدر رها باشیم در لحظات،آنقدر خوشحال که دلمان رقص بخواهد !آنقدر خیرخواه ومهربان که به تمام مخاطبینمان سلام کجایی ازدیروزپیدایت نیست ،بفرستیم!دلمان نه ورزشکاری بشناسد نه سیاستمداری ونه هنرمندی نه گمشده وپیدا شده ای داشته باشد قلبمان برای دوام آوردن !همه روزمان پُر شعر و کتاب و غزل تهی بودن ورهایی باشد! مثل دویدن های هفت سالگی برای صدای پای پشت در، فقط شوق باشد ازهرآمدنی وشوق وشوق وشوق!آنقدر دلخوش ودلخجسته شده باشیم که حرفی از پول ها و دارم ها وخریدم ها شنیدیم با پوزخندی بلند بگوییم دلت به چه چیزهایی خوش است!اصلا به چه امیدی زنده ای!اصلا مگر زندگی میکنی !دلم میخواهد فردا صبح همه مان ازاین کابوس مشترک این شبهای بلند بپریم!به رهایی به حس های خوب به سلامتی روح وجسم،به سبزی وطراوت به رسیدن !میدانم همه این زندگی خوابست!ما چنددهه درجهان درخوابیم!وگرنه آدم نباید یک خط درمیان اینقدرناخوش وپرهراس باشد!خون به دلت کند زندگی تا ازدغدغه ای پرتت کند به دغدغه ای دیگر!باید مکثی باشد که خدا همه مان راصدا کند که بیایید لذت ببرید از آفریده شدنتان از بودنتان ازبودنم!دلم بیداری مشکوک میخواهد...‌"م.شهنازی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.