قلب بی ملاقات
من از آخر شروع میشم که اینجا ابتدایی نیست...
درباره وبلاگ


هیچ اگر سایه پذیرد

من همان سایه هیچم....


اینستاگرام: m.shahnazi

مدیر وبلاگ : قلب بی ملاقات
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پانزدهم دی 95 :: نویسنده : قلب بی ملاقات

دلم دوس داشت یه چوپون بودم با یه گله گوسفند ویه سگ باوفا دور ازهمه جمعیت ها وحاشیه ها وصداها وزبون ها وگوش ها!یه چوپون کاملا نفهم وگنگ ازسیاست وجامعه ومذهب ودوران سیاه تاریخ معاصرش!خروس خون با یه بقچه نون وپنیر وبوی طویله میزدم به دل کوه ودشت وهمه دغدغه ام بع بع نشنیدنم از بعبعی بود که سه روزه صداش درنمیاد یا اینکه امروز گله رو کجا ببرم که  چراگاهش گوسفندهامو دل سیر تر کنه.یه چوپون کاملا نفهم از احساسات از خواستن ازعشق از تنفر ازکینه از دلواپسی از غوغای بازار آغوش ها وخنجرها وتکذیب وتاییدهای فاجعه وبُردن ها وخوردن ها .یه چوپون دل راحت وخوشحال وبی نهایت آروم .روزشمار روزهام به دنیا اومدن برّه میش هام بود وبزرگ شدن برّه های بهار پارسال گله ام.یه چوپون بیسواد که فارغ التحصیل حقوق نبود.یه چوپون که دربَند خبرها وسیاست ها وعابر بانک ها وواریزها وبرداشت هانبود.یه چوپون که قضاوت نمیکرد وقضاوت نمیشد دردنیای تهی ازآدمهاش!یه چوپون که بهترین لحظاتش رو وقف گله اش میکرد نه خودش گوسفندی بود وسط گله ای بی صاحب!یه چوپون که غروبا با هیاهوی گله که میرسید خونه به بالشت نرسیده: خواب میبردش به دنیای آرامش هاوعمیق خوابیدن ها !نه تماس ازدست رفته ای بودبرای کسی نه آوارتحملی از بودنی !یه چوپون ساده اونقدر ساده که وعده های خداروهم باورمیکرد .اونقدر نفهم ودور از اجتماع  هوس باز وپر حقه که با گله اش بخواب میرفت وبیدارمیشد.گله ها برای سیر شدن نه تهوع مذهب رومیخوان نه بی پدرومادری سیاست رو !فقط "علف"میخوان "علف"

"م.شهنازی"




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.